تبلیغات
دریای جمال - سخنرانی های خانم حیدری 3
 
دریای جمال
درباره وبلاگ


خداوند زیباست و زیبایی را دوست میدارد.

مدیر وبلاگ : کیمیا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 

بانو رقیه خاتون حیدری «سرپرست جلسه قرآنی مكتب‌الزهراء(س)»

قرآن، حرم لیلی حق

باب سخن را به نام حضرت رب مزین نموده و مفتاح آن را از آستان ملكوتی و روحانی حضرت دوست و عنایات غیبیه اولیاء حق(ع) خواستارم.

در این مجال كوتاه، برآنم تا به حول و قوه پروردگارم در صدد شناخت و شناسایی قرآن كریم باشم و با بیان مطالبی چند، گامی در تحقق اهداف مقدس قرآن برداشته و پرتوی از عظمت و رفعت معنوی قرآن مبین را به خوانندگان عزیز تقدیم دارم. زیرا بر هر مسلمانی لازم است فرزندان خویش را با این كتاب الهی كه اقیانوس بیكران حكمت و دانش ازلی است به نحو احسن و در خور فهم و استعدادشان آشنا سازد و زیربنای آگاهی‌های معنوی را هرچند بیشتر در آنها ایجاد كند. رسول اكرم(ص) می‌فرماید: «هركه قرآن را پیشوا و میزان خود سازد خدا او را سعادتمند گرداند و هركه قرآن را پیشوای خود گرداند و به آن اقتدا كند و آخرین پناهگاه خود نماید خدا او را به سوی بهشت پرنعمت و خوشی پایدار پناه دهد».

قرآن كریم این مرآت تمام‌نمای آفرینش كه جامع حقایق ظاهر و باطن هستی و رمز و راز و عصاره عشق و معرفت در آن چكیده است، از آستان روح‌القدس بر قلب مطهر پیامبر اكرم نازل شده و والاترین كتاب هدایت انسان به سوی قله قاف لیلی حق می‌باشد. كه رجوع كنندگان به آن می‌بایست ابتدا با ارزش و اعتبار این چشمه پرفیض و كمالات آشنایی كامل پیدا كنند و به اكسیر شفابخش آن در عصر سرگشتگی و تاریكی پی ببرند تا این صحیفه نورانی ایشان را از حصار تنگ كوته‌نظران ظاهربین بیرون بكشد و سپس به تزكیه و تطهیر پیكر روح بپردازند.

به بیان شریف ائمه معصومین(ع): «ظاهر قرآن زیباست و  باطن آن عمیق و ژرف است». قرآن كریم همانند دریای بی‌ساحل و عمیقی است كه ظاهر آن دلرباست و نسیم دلنشینی از آن به مشام می‌رسد ولی آنچه انسان را می‌سازد و كمال می‌دهد و روح از آن تغذیه می‌نماید باطن این دریاست. بنابراین نیكوست علاوه بر عنایت و توجه به ظواهر قرآن از جمله تجوید و روخوانی و تفسیر آیات آن، به معارف و اسرار درونی آن هم التفات كنیم. اگر زیبایی‌ها و شگفتی‌ها و عجایب اعماق دریاها به واسطه غواصی كردن حاصل می‌شود، لطایف و حقایق شگرف قرآن نیز در پرتو طهارت قلب از هوای نفس و ارادت و عشق خالصانه به قرآن میسور است. بیقین درك مكاشفه بطون ژرف آن جز از این طریق ممكن نمی‌باشد: «لا یمسه الا المطهرون؛ جز طهارت‌یافتگان بدان نمی‌رسند».

قرآن، كتاب اسرار و رموزات معنوی و اعجاز و بینش الهی است. اوج اهمیت قرآن در برجستگی آیات آن است كه پیروی از آن قلب را صفا داده و منور می‌نماید. قرآن شجره طیبه‌ای است كه شاخسار آن پرثمر و ریشه‌هایش استوار می‌باشد و بدین جهت حلاوت و شیرینی خاصی به رهروان صدیق خود اعطا می‌نماید. خداوند رحمان به رسول گرامی خود می‌فرماید: «ای محمد ما قرآن را بر تو نازل كردیم تا مردمان را از ظلمات به دنیای نور داخل سازی». لكن مادامی كه انسان در ظلمتكده نفس گرفتار آمده و شیطان اماره نفس او را وسوسه می‌نماید و تا زمانی كه آدمی در كمند حجب ظلمانی نفس این دیو پلید شهوت و انانیت قرار گرفته باشد، شایستگی كسب فیوضات دریای پرموج قرآن كریم را نخواهد داشت. قلب چنین كسانی حتی راستی‌ها را هم به ناراستی می‌نمایاند و قفل سنگین نفس، مانع پرواز و عروج روح به عوالم كشف و شهود می‌شود:

مادامی كه انسان با قلبی بیمار و دلی تیره و تار به قرآن بنگرد و از قرآن فقط به صورت و لحن زیبا اكتفا نموده باشد، هنوز بر روی سطح اقیانوس زلال قرآن سیر می‌كند و از خوراك معنوی و مغز قرآن بهره‌ای هرچند اندك عایدش نخواهد شد و به رؤیت اسرار آفاق و انفس مفتخر نخواهد شد. و چه زیبا فرموده است امام صادق(ع) كه «كوری قلب بدترین نوع كوری است». آری قلب نابینا، از شهود و رؤیت عروس حضرت قرآن محروم است و هیچ‌گونه روزنه‌ای برای دریافت حقایق قرآنی در آن یافت نمی‌شود. چنین است كه انسان از فطرت اصلی خویش منحرف گشته و به ملكوت اعلی صعود نمی‌كند و فقط در حول و حوش جهان جمادات و نباتات و حیوانات سیر می‌نماید و حشر او هم با همان چیزی است كه بیشتر از هر چیزی بدان عشق می‌ورزد.

آن‌كــس كه رخـش نـدید خفــاش بـود                                     خورشید فروغ رخ زیباش بود

سر است و هرآنچه هست اندر دو جهان                                      از جــلوه روی او فــاش بـود

قرآن، این كتاب دل خانم فاطمه زهرا(س)، تنها كتاب احكام و معاملات نیست، كتاب دعوت است. كتابی است كه آیه به آیه‌اش، بیان‌گر درس زندگی می‌باشد. قرآن، كتاب جامعی است كه فراگیر همه نیازهای بشری است و مقام خلیفة‌اللهی را به ما گوشزد می‌كند و حقایق فراموش شده روح و قلب آدمی را متذكر می‌گردد. از این روست كه همه را دعوت به تدبر و تفكر عمیق در آیات و غور در بطون و ظواهرش می‌نماید. اگر به عظمت این كتاب مقدس و شخصیت ممتاز آن، معرفت حاصل شود هرگز نفس اماره چنین آزاد و رها، روح ملكوتی و معنوی انسان را از او نمی‌گیرد و انسان را اسیر زندان غفلت نمی‌كند. بدرستی كه قرآن كوثر است، قرآن جمال است، جنت نعیمی است كه حضرت رحمان خیمه جاودانگی در آن برپا نموده و كوثر رحیمی حضرت مطلق در آن هماره جاری است، كتابی است كه معارف و اسرار بانوی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا در آن نهفته گشته است، براستی وجود معطر و معنوی فاطمه(س) را نباید در آرامگاه پنهان آن حضرت جست بلكه حقیقت و عصاره این كوثر عشق و عرفان و عطر خوشبوی گل محمدی در بطون قرآن كریم پرده‌نشین است. لاجرم سالك صادق و عارف عاشقی را می‌طلبد تا از عروس بكر حجله‌نشین حضرت رحمان رازگشایی نماید.

در احادیث وارد شده كه روح مقدس حضرت فاطمه زهرا(س) با نور حضرت محمد(ص) و علی(ع) قبل از خلقت ایجاد گردیده و بر این روح،‌ حقایق و معانی قرآنی تعالیم داده شده است. پس بدون تردید حضرت صدیقه كبری فاطمه زهرا، هادی و راهنمای حقیقی انسان‌های طالب كمال، خاصه زنان حقیقت‌جو می‌باشد.

حضرتش در این خارستان ناسوتی، جان عاشقان و عارفان حق را از شمیم دل‌انگیز حقیقت، مست و شیدا گردانیده است. و چه نیكوست كه تأویل حوض كوثر را به وجود طیب و پاك حضرت فاطمه(س) زده‌اند. زیرا آب حیات معنوی و زندگانی جاوید را نوید می‌دهد و جگر تشنگان طهارت و پاكدامنی را خنك می‌سازد. همچنین از ناحیه وجود پاك و معصوم حضرت زهرا(س) چشمه پاك ولایت از فراز كوهسار ائمه اطهار سرچشمه می‌گیرد. بنابراین از معدن عظمت قرآن نور فاطمه می‌تراود و اسرار و رموزات زندگی معنوی آن بانوی عالمیان را می‌توان الگوی كمال و اسوه زندگی ساخت و آیینه صاف و تمام‌نمای جمال و كمال آن حضرت شد. كه نتایج و ثمرات ارادت و پیروی از این افضل موجودات، چراغ دل به نور كشف و صفا و معرفت الهی افروختن است. كه نسیم جمالش ساكنان سرای ناسوت را به اوج لاهوت پر می‌كشاند. البته قلبی مبرا از آلودگی‌ها می‌طلبد تا در این راستا نقاب از چهره حق كنار كشیده و نظاره‌گر رخ زیبای عروس حضرت قرآن باشد:

عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد                               كه دارالملك ایمان را مجرد بیند از غوغا

متأسفانه در این عصر كه عصر حركت و پویائی است، قرآن كریم كه فیوضات آن از روزنه لاهوتی قلب محمد بر گیتی باریدن گرفته است هنوز مهجور مانده و آنگونه كه باید، مورد شناخت و عرفان قرار نگرفته است و جامعه اسلامی از روح و ریاحین آن چندان كه شاید مستفیض نگشته‌اند. هرچند خاصان ولایت رحمانی و اولیا و صاحبدلان در جنات عدن رحیمی قرآن می‌خرامند، اما وقت آن رسیده تا با ارائه جاذبه‌های دلربای بطون قرآن قلوب انسان‌ها را از تمایل به عشق‌های نازل نفسانی و تمایلات زودگذر به سوی كمالات و مشاهدات و شهودات و معارف دست نخورده قرآن منصرف ساخت و خود را معتقد سازیم كه می‌شود به آسمان‌های روحانی عروج كرد و می‌توان پاك شد و پاك زیست. همانگونه كه زنان بزرگ و نامی وادی توحید و عرفان این حقیقت را یادآور ما می‌سازند كه قلب آدمی گنجینه اسرار و خزینه پوشیده خدای رحمان است، پس برای استفاده از این گنجینه باید قدم همت و توكل را بر طریقت طهارت و تهذیب جان گذاشت.  بسیاری از ما تنها به ظاهر و الفاظ آیات قرآن توجه داریم كه این خود یكی از مكرهای ابلیس است كه انسان متعبد را تا آخر عمر از سرّ نزول قرآن و حقیقت و اسرار آن بكلی غافل می‌گرداند ما باید به این كلام مقام معظم رهبری برسیم كه «تمام بدبختی جوامع اسلامی به خاطر دوری از حقایق و معارف قرآن است».

حرف قرآن را مدان كه ظاهر است                                         زیر ظاهر باطنی هم قاهر است

قرآن كتابی است كه انسان را می‌سازد. حضرت امام(ره) می‌فرماید: «قرآن كتاب تحرك و انسان‌سازی است». اما متأسفانه مغز و عصاره آن كه جان‌بخش ارواح تشنه حق است بیش از هر چیز مهجور واقع شده است. اگر قرآن را با تأنی و توجه كامل مطالعه كنیم و در كنار این تأنی و توجه یك حالت عشق و اخلاص هم قرار بگیرد به این معنا برخورد می‌كنیم كه تمام قرآن بر اساس رسالت و ولایت نازل شده است، رسالتی كه ما را به تسلیم حقیقی راهنمایی می‌كند و ولایتی كه ما را به دستگیره محكم الهی متصل می‌گرداند: «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» و حضرت علی(ع) می‌فرماید: «منم آن دستگیره محكم به آن چنگ‌زده تا پراكنده نگردید». و این تنها مؤمنین و مخلصین و عاشقان آن حضرت هستند كه می‌توانند رابط بین این ریسمان با خلایق باشند؛ چراكه اولیای الهی كواكب هدایت و انجم سعادتی هستند كه در آسمان بطن قرآن قرار دارند و بازگشای اسرار سر به مهر قرآن می‌باشند. مجهولات رؤیاها را می‌فهمند و متشابهات آن را در مرآت دل كاویده‌اند و عارف به فراز و نشیب زلف تاریك لیلی قرآن می‌باشند. این اولیای حق هستند كه هرگز گمراه نمی‌شوند و از وسوسه نفس در امانند و اعمالشان بر باطل تكیه ندارد، هرچند در نظر ظاهراندیشان متعصب، كفر به حساب آید درحالی‌كه هرچه می‌گویند و هرچه انجام می‌دهند از باطن قرآن كریم نشأت گرفته است. بدرستی كه در ظلمتكده عصر تاریكی و غفلت و در انفسای سرگشتگی و حیرت، انسان‌های كامل و اولیای الهی، هادیان حقیقی راهیان صراط آدمیت و رهنمون راستین بشریت به «جنت‌المأوا» ی معنویت می‌باشند.

امید است با نور هدایت مصباح منیر قرآن، طریق وصول به مقامات انسانی را دریابیم و چشم دل را بگشاییم و با دیده خدابین به اسرار این كتاب مقدس پی ببریم و بسان قطره‌ای پاك و شفاف در بحر عظیم قرآن محو گردیم و چون هیزمی خشكیده با اندك بارقه كلام ملكوتی به شراره عشق مشتعل گردیم تا جمال عشق‌آفرین و وجه معرفت‌بخش فاطمه اطهر(س) را در جنت‌سرای قرآن كریم مشاهده نماییم.

«الحمدلله رب العالمین»

***

برگرفته از نشریه قمر، شهریور ماه 1378، پیش شماره اول

 

 

می‌توان تسلیم عشق شد، اما تنها برای حضرت معشوق
اشاره:
انقلاب اسلامی ایران، این معجزه جاوید قرن و خونبهای پیامبران و اولیای الهی، همچون خورشیدی عالم‌تاب انوار حقیقت و معنویت را در سراسر جهان گسترانیده است و به حمد و شكر خدا، هر روزه شاهد درخشش جلوه‌هایی شگرف و بدیع از اوج طهارت و معرفت در این سرزمین اسلامی هستیم. در این میان نام «مكتب‌الزهراء(س)» كه از عده‌ای خواهران مؤمن، طلبه و متعهد در شهرك مدرس ورامین تشكیل یافته، می‌درخشد. محفلی كه با ارسال مقالات متنوع و پرمحتوا در زمینه‌های فرهنگی، علمی و هنری بواقع نشان داده است كه شالوده‌ فعالیت‌های خویش را بر مبنای شناخت الهی، پاكدامنی و كمالات انسانی و تعالیم روح‌بخش و معنوی قرآن، صراط مستقیم و ملكوتی آن حضرت را فراسوی دلهای مشتاق بگشاید.
آنچه در ذیل می‌آید محصول گفتگوی صمیمی و دوستانه خبرنگار نشریه ندای ولایت «خانم شایسته» با دست‌پرورده مكتب فاطمه زهراء(س) و مسئول «مكتب‌الزهراء(س)» خانم «رقیه خاتون حیدری» در فضایی معنوی، روحانی و خالصانه می‌باشد.
تهیه و تنظیم: م.شایسته
پانزدهم اسفند 1375
بی‌گمان آن روز را هرگز از یاد نخواهم برد، بسیار پرمعنا و باصفا بود، پرنشاط، ساده و بی‌ریا، چهره‌اش معرف فرشته‌ای منور و كلامش بسیار دلنشین بود. از سیمای ملكوتی او خواندم كه رازهایی از پاكی‌ها در سینه دارد و به زیبایی تصویر محسوسی است از حقیقت زن مسلمان، و شاید همه چیز دست به دست هم داده بود تا یكبار دیگر باور پاك بودن و پاك زیستن و بهشت را مأوای خویش گزیدن، در ذهنها آفریده شود و بر دل‌ها رسوخ نماید. در این عصر نیز می‌توان در دریای ژرف و بی‌انتهای معرفت حضرت زهرا(س) شنا كرد و درس‌ها برگرفت.
این حقیر كه طالب حركتی نو در حضیض عالم ملك بودم، ‌تازه دریافتم كه بی شریان عشق در لیله مهتابی قدر و بی سوز درون هرگز نمی‌توان به تهذیب نفس و تصفیه باطن همت گماشت و راه فاطمه(س) را جز با صداقت و پاكدامنی نمی‌توان پیمود و این جلوه‌ای بود كه آن روز در چهره ملكوتی این عفیفه دوران مشاهده نمودم، براستی در عین سادگی، جامع اوصاف حمیده بود و كلامش تجلی‌بخش صدق و صفا و طهارت.
از ایشان می‌پرسم: خانم حیدری! برای ما از خودتان بگویید و از محفل نورانی «مكتب‌الزهرا(س)». و او در جواب می‌گوید: وقتی سخن از حضرت زهرا(س) به میان می‌آید، عرصه كلام كوتاه می‌گردد و آنگاه كه صحبت از كهكشان بی‌منتها می‌شود، یك ذره از كره خاكی چه جای مقال دارد. خانم زهرای اطهر(س) دریای عظیمی است بیكران كه ساحلش ناپیدا است. به بیان امام صادق(ع): «فاطمه(س) میان زنان اهل دنیا ستاره درخشانی است كه از شجره مباركه برافروخته می‌شود» و امام خمینی(ره) نیز می‌فرماید: «تمام ابعادی كه برای زن متصور است، فاطمه زهرا(س) جلوه كرده و بوده است. جلوه‌های جبروتی، جلوه‌های ملكی و ناسوتی هم در این موجود مجتمع است». عظمت والای او به حدی است كه شاید واژگان، زبان و تعبیر ما پوششی بیش بر حقیقت آن حضرت نباشد، پس خوشا خاموشی و یا گوش‌جان به رهنمودهای گهربارش داشتن.
بنده حیدری هستم، زادگاهم روستای بی‌بی مریم شهرری می‌باشد، در همان اوان كودكی از نعمت وجود پدر گرامیم «علی حیدری» محروم شدم و در دامان مادر عفیف و بزرگوارم «حمیده صمدی» پرورش یافتم. تندباد مشكلات و سختی‌های عدیده روزگار را به مدد الهی سپری نمودم تا سرانجام دست تقدیر ما را از شهرری به شهر خون و قیام، ورامین، سوق داد.
اندیشه تحقق «مكتب‌الزهرا(س)» به پیشنهاد همسر گرانقدرم، آقای «یعقوب قمری شریف آبادی» مطرح شد. او كه خود بیست سال مسئول و مربی جلسات معنوی و تربیتی، خاص جوانان شیفته حقیقت و ولایت (فروغ محفل روح‌الله) بوده و هست ـ كه اكثر آنان در حوزه و دانشگاه مشغول تحصیلند ـ همواره مشوق من در راه تشكیل این جلسات بوده است و من هربار به بهانه نداشتن بهره وافی از علوم روز از قبول آن سرباز می‌زدم و او هردم اندوخته‌ها و تجربیات سالیان طولانی در زمینه پاكدامنی، خلوص و طهارت قلب را به من یادآور می‌شد و تجربه را فوق علم و دانش معرفی می‌نمود.
این‌گونه بود كه محفل معنوی خانم فاطمه اطهر(س) تشكیل یافت و هم‌اكنون پس از گذشت چند سال، در ماه شریف رجب، ماه ولایت و كرامت، به همت و اشتیاق خواهران بزرگوار به بركت انقلاب رهنمودهای مدبرانه رهبر معظم انقلاب در خصوص حفظ ارزش‌های والای زنان مسلمان، فعالیت‌های جدی خود را به شكل منسجم‌تری آغاز نموده‌ام.
از او می‌پرسم: خانم حیدری! با چه انگیزه‌ای شروع كردید، چه فعالیت‌هایی دارید و تا كجا پیش رفته‌اید؟
و او با برشماری فعالیت‌هایی از قبیل: برگزاری كلاس‌های تبیین قرآن و بیان معارف و حقایق سر به مهر این گنجینه آسمانی، شرح و توضیح روایات و احادیث معتبر بویژه روایاتی كه در خصوص زندگانی و سخنان گهربار صدیقه طاهره(س) وارد شده است نظیر كتاب ارزشمند نهج‌الحیاة و ...، احكام بانوان، تهیه مقالات فرهنگی،‌اجتماعی، ادبی و معنوی، فعالیت در زمینه تألیف كتاب در موضوعات مختلف، بهره‌مندی از سخنان عده‌ای از خواهران طلبه قم و انجام فعالیت‌های هنری و ادبی مانند: شعر، طراحی و نقاشی، ما را محو اراده و همت والای خویش می‌نماید. همچنین، ایشان باابراز امیدواری به اینكه نمایشگاه‌هایی از نقاشی‌ها و طراحی‌های پرمحتوای كه با قلم و خمیرمایه عشق و معرفت ترسیم شده‌اند، دایر شود، در بیان انگیزه و هدف از تشكیل جلسه،‌ خود را به قطره‌ای تشبیه می‌كند كه سربازگشتن به اصل خود، دریا، را دارد و این بیت زیبا را نیز زمزمه می‌كند:
هركسی كو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش
و می‌گوید: ما از اصالت خود كه همان رسیدن به فرهنگ و مكتب سرو بلند قامت جنات رضوان، حضرت فاطمه زهرا(س) است، دور افتاده‌ایم، درون‌مایه یك دنیا شگفتی و اسرار است كه ما هنوز از پوسته آن گذر نكرده‌ایم. باید بكوشیم پرده‌های حجاب راه را كنار زده و در عوض برای پوششی تمام در مقابل نامحرمان روزگار و این دنیای سراسر ماشینی مجهز شویم.
فراموش نكنیم كه بالاترین عبادت، عفاف است: «أفضل العبادة العفاف» و طراوت به پاكدامنی و بارور نمودن شعله‌های عشق به خداوند در فرزندان ماست.
مجذوب جلال حضرت رب شدن لذتی دارد بس عظیم كه نباید آن را به مظاهر دنیایی ارزان بفروشیم.
ابداع و ابتكار منافاتی با حضور در محضر ربوبی ندارد، اما آفرینش حضرت حق به نیت كمال و رؤیت جمال، صورت گرفته است، حال اگر بهانه‌های كاذب ترقی را در كنار آن بیفزاییم، صبغه توحیدی و سرچشمه فیاض معرفتش به دامن تعارفات و تجددگرایی آلوده می‌گردد و جای بسی تأسف دارد كه هرچه علم و دانش بشری به پیش می‌رود، فساد و تباهی در شرق و غرب عالم افزون‌تر می‌گردد وابرهای تاریک بیداد و ستم فراگیرتر می شود و آدمی از ادراك نور حقیقت محروم‌تر می‌شود. و شاید از این باب در روایت آمده است: «العلم هو الحجاب الاكبر». و بزرگان گفته‌اند: «آن علمی كه تو را ز تو نبستاند، صد جهل بر آن علم باد».
پس شایسته است رمز پاكی و همچون مریم مقدس شدن را مكرر كنیم تا مردان بزرگی همچون پیامبران و اولیای الهی از دامان ما پا به عرصه وجود گذارند. و این رسالتی است كه جامعه زنان ما بخصوص «مكتب‌الزهراء(س)» در تحقق آن باید كوشا باشد و امیدوار.
می‌پرسم: بسیار دل‌انگیز و روح‌بخش است اما چگونه باید شروع و تمام كرد تا فروغی از این محافل نور دامن صاحبدلان بویژه قشر زنان را معطر نماید؟ و او بیان می‌دارد: البته بهشتی نمودن یك قشر وسیع همچون زنان ایران به راه و رسم فاطمه زهرا(س) بسیار دشوار می‌نماید ولی از باب «من لا یدرك كله لا تترك كله» فرزانه زیستن و طاهر زندگی كردن كاری بس دشوار است كه باید فكر و تكاپوی هر زن ‌طالب كمال باشد تا جوهر و فطرتش را به عطر ایمان بیاراید و همراه لطافت، به خدای رحمان پناه برد و در این مسیر پراستقامت برای نیل به چشمه‌سار ساقی كوثر صبوری پیشه كند. باید باتوكل به خدا شروع كرد و اتمام آن نیز به او سپرد و در این فراز و نشیب تردید از دودو «یدالله فوق ایدیهم» را ملاك خویش قرار داد و این حدیث زیبا را آویزه گوش جان نمود كه «الیمین و الشمال مضله و الطریق المستقیم هی الجاده»، چپ و راست گمراه كننده‌اند و جاده همان راه مستقیم ولایت است.
با آن كه مجذوب سخنان شیرین و دلنشین این بانوی گرامی و فداكار گشته‌ام اما جرأت سؤال دیگری را به خود می‌دهم و می‌پرسم: آیا بین پاكدامنی و ایثار و فعالیت‌های جانبی در جامعه تعارضی می‌بینید؟ و اگرنه چه رهنمودی دارید؟
ایشان پس از استماع سخنانم می‌گوید: می‌توان تسلیم عشق شد اما برای حضرت معشوق و نه غیر و می‌توان الهام گرفت و پیام‌رسان شد همچون زینب كبری(س)، هم خود را شناخت و هم مخاطبین را. عواطف و قریحه سرشار از هنر و علم را می‌توان در قالب كتاب، مقاله، نقاشی و بیان ارائه نمود و در عین حال ضمیر خود را از تیرهای زهرآگین نفوس بر حذر داشت. می‌توان همچون فاطمه زهرا(س) طهارت را در خانه و دامان پدر و مادر و همسر پیشه كرد و ثمره آن را در حسین و حسن تجلی داد.
البته دیدگاه‌ها فرق دارد و این سخنان، ‌طبعاً برای خواهرانی مطلوب خواهد بود كه بوستان خود را جایگاه تفرج ارواح مجرد و انسان‌های الهی قرار داده‌اند. مكتب ما نیز قصد دارد انشاءالله همان كند كه سرورشان صدیقه طاهره، حضرت فاطمه زهرا(س) انجام داد كه از محتوای فعالیت‌ها، حتما به این حقیقت رسیده‌اید هرچند برای رسیدن به مقصد غائی راهی طولانی در پیش داریم.
از خانم حیدری به عنوان آخرین سؤال می‌پرسم: چه پیامی دارید و برای تكمیل صحبت‌های خود چه می‌گویید؟
او چنین اظهار می‌دارد: مطالعه تاریخ به وضوح مظلومیت زن و ظلم و احجاب به شخصیت معنوی و اجتماعی او را نشانگرست. به حمد الهی با انفجار نور حقیقت در ام‌القرای اسلام، ایران، و پیروزی حق بر باطل، كه هم‌اكنون در سایه رهبری ولی امر مسلمین، ‌رهبر معظم انقلاب نیز این نعمت پابرجاست، زنان حیاتی روحانی گرفتند و خویشتن واقعی خود را بازیافته‌اند و با سرشت پاك خویش، حقیقت ملائك را مصداق گردیده و دل‌هایشان كوثر بینش و شناخت را جام جهان‌نما گشته است.
لكن باید توجه نمود كه در این عصر، تمام همت دشمنان دین و معنویت، مصروف تزریق فرهنگ زهرآلود خود در شریان جامعه اسلامی ماست تا با اشاعه مدپرستی و تجمل‌گرایی و ... هویت الهی ما را سلب نمایند و انقلابمان را از درون به انحطاط بكشانند. و این خود بیانگر رسالت بسیار سنگین مسلمانان بویژه زنان مؤمن است و ایجاب می‌كند در این گذرگاه زودگذر هستی، قدر گوهر پاكی و طهارت خویش را بشناسیم و در جهان مكنون از اسرار درون خود به دیده بصیرت و تأمل بنگریم.
«مكتب‌الزهرا(س)» آمادگی پذیرش هرگونه پیشنهاد صادقانه و پاسخگویی به سؤالات خواهران ایمانی را دارد و همواره می‌كوشد به فضل الهی از دامنه كوهسار هدایت و معرفت به قله كمال صعود نماید و از ماء غدق ملكوتی، هم خویش را سیراب كند و هم دیگر تشنگان شناخت و آگاهی را. تا با پیروی از صدیقه كبری(س)، مصداق «و یطهركم تطهیرا» گردیم و به عالم قدس رهنمون شویم. و من كه تازه دل به دلدار سپرده بودم و لحظاتی از زندگی خود را از اغیار فارغ می‌دیدم بر خلاف میل باطنی، از محضرشان خداحافظی نمودم و ایشان و مكتب‌الزهرا را برای رسیدن به اهداف متعالی‌شان به صاحب اصلی مكتب‌ سپردم.